برای غربت مولا دعا کنیم بیایید

آرام آرام نزديك مي شود ماهي كه بيشتر ياد او را تداعي مي كند.

هر چه ماه به نيمه نزديك تر مي شود خيابانها رنگين تر ، بستانها سبزتر و زبانها به نامش گويا تر مي شوند.

اما اگردقيق تر بنگري در ميان اين همه غوغا و هيجان چيز ديگري است كه رخ نمايان مي دارد:   غربت

امام غريبي كه مردم به نامش جشن مي گيرند و شيريني نثار مي دارند ولي دلهايشان از او خالي است. گويي نمي بينند هزار و اندي سال غبار انتظار بر پيشاني اش نشسته و بي توجهي ياران زخم بر دلش افكنده است. دم از او می زنند ولي با نافرماني اش تير بر پيكرش مي زنند و انگار در صدا زدنش دل خود را راضي ميكنند و منافع خود را مي جويند.

پس كي او را براي خودش و براي التيام غمهاي مادرش بخوانيم ؟

شايد زمان آن رسيده باشد كمي تامل كنيم و از خدايمان بخواهيم كه دعاهايمان را براي آن وجود نازنين خالص گرداند و توفيق خدمت گزاري صادقانه به ما ارزاني دارد.

 

بیا و حاجت خود را فدای حاجت او کن       به هر نیاز و تمنّا، دعا کنیم بیاید

                                اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اشف صدره

 

نوشته ی: علیرضا معصومی مقدم