سفر دانه به گل
... و سفر اینگونه آغاز شد....
رمضان
تو را به مهمانی خویش فرا خواند
برخوان کرمش نشاند.
دانۀ انتظار در قلبت نهاد.
وجودت سرشار از عطر حضور او
کم کم آماده سفر گشتی.
شوال ماه بار بستن بود
هر چه در رمضان جمع کرده بودی
در چمدان وجودت گذاشتی و
منتظر مرکب ماندی.
ذی القعده مرکب تو شد.
چمدانت را برداشته،
سوار آن به زیارت امام رئوف رفتی.
پیوندی دوباره بستی و
رخصت آغاز سفر خواستی.
ذی الحجه رسید و سفر آغاز شد.
سفر دانه به گل
سفر سیر و سلوک به سوی حق.
عرفه اعتراف به گناهان و عهدی دوباره با خدا،
طلب کن قرب الهی را
و هر آنچه داشتی از خود رها کن.
در صفا و مروه قدم به قدم
در مسیر محبوب و رسیدن به او گام بردار.
به قربان گاه می رسی
هوی و هوس را دور نما
و نفست را قربانی کن برای رسیدن به حق.
در بازگشت از غدیر خم
جرعه ای بنوش تا عهدت ابدی شود
و پیمانت جاودانه.
سفر ، همسفر می خواهد.
از او مدد بخواه.
یا فارس الحجاز!
یا صاحب الزمان!
ما را دریاب
دراین سفر سیر و سلوک
و این مسیر منتهی به عشق ما را همراهی نما.
و چه زیباست که با او همسفر باشیم
برای گل شدن
برای رسیدن به شب وصال
برای رسیدن به قربانگاه عاشورا.

روز مبادا