یا امام رضا علیه السلام

امشب شب میلاد توست

دستم خالی است،

هدیه ای ندارم تا لایق صحن و سرای تو باشد.

گنبد طلایی ات آبروی خورشید را هم برده ،چه رسد به دل ناقابل من.

 به جز دل هدیه ای در شان عشقت نیست ، می دانم

اما تو آفتاب هشتمی،

دل شب زده ام را به تو هدیه میدهم .  

سیاهی دلم را با خورشید نگاهت بشوی.

 

می دانی و می دانم  

 تا خورشید دل آفتابگردان ها دوازده نشود،

انتظار من و تو و دنیا پایانی ندارد.

پس دلم را به پنجره فولادت گره بزن.

آفتابی اش کن.

بگذار هر طلوع و غروب با نقاره خانه ی حرمت بخواند:

اللهم العجل لولیک الفرج

تا سپیدی صبح انتظار را باور کند.

تا دل ها عطر حرم تو را بگیرند و 

 دنیا مثل شب میلادت چراغانی شود.